فهرست محتوایی مقاله
Toggleفرزندپروری با کفایت:
اولین گام در موضوع فرزندپروری با کفایت 👶🏻 این است که به فرزندانتان اجازه ندهید اعصابتان را به هم بریزند. این است که بپذیرید آن ها می توانند اشتباه کنند و این بدین معنا نیست که آن ها غیر قابل تحمل هستند.
همچنین فرزندپروری با کفایت به این معنا نیست که باید رفتارشان را دوست داشته باشید، آن را تحمل کنید یا نادیده بگیرید.
ما گاهی رفتارهایی غیر قابل تحمل را از آن ها می بینیم، با این حال هرگز باعث تعجب مان نمی شود. وقتی آن ها به شکلی نامناسب رفتار می کنند به گونه ای باور نکردنی خودمان را ناراحت، عصبانی، ناکام، خشمگین، برافروخته و بر آشفته می کنیم.
توقعات در فرزندپروری با کفایت:

موارد زیادی هم وجود دارد که می توانیم بابت آن ها برای فرزندپروری با کفایت ناراحت شویم: بچه ها باید نگرش های فوق العاده ای درباره ی مدرسه و نمرات و شغل آینده شان داشته باشند.
آن ها باید اتاق خود را تمیز، مرتب، بدون یک خروار عکس و علامت و تزیینات نگه دارند و باید با برادر و خواهرشان به خوبی رفتار کنند.
آن ها باید نسبت به هر کسی و هر چیزی عاقلانه ملاحظه کارانه مسؤول حساس محبت آمیز و مثبت رفتار کنند.
آن ها نه تنها باید نگرش های درست داشته باشند، بلکه باید دانش آموزی نمونه در مدرسه، ورزشکاری برجسته، عضو گروه موسیقی، هنرمند مسؤول گروه نمایش و مخ رایانه باشند و رفتار خشونت بار نداشته باشند.
آن ها باید جایزه ی ممتازترین دانش آموز را به خود اختصاص دهند. بین دانش آموزان دیگر به عنوان شاه یا ملکه انتخاب شوند. بیشترین فرصت را برای موفقیت داشته باشند و در کل بهترین شخص در جهان باشند.
در واقع برخی از ما به نمرات قبولی و عدم وجود پرونده ی جرم و بزهکاری برای فرزندانمان رضایت می دهیم، وقتی آن ها آن طور که ما در نظر داریم فکر، احساس و عمل نمی کنند به احتمال قوی خودمان را خیلی ناراحت می کنیم.
ممکن است هر اتفاقی مشکل بزرگی نباشد اما بعد از اینکه مدام ظرف های کثیف و لیوان های مصرف شده را می بینید که در همه جای خانه پخش شده است می تواند موقعیت عصبانی کننده ی بالقوه ای باشد و فرزندپروری با کفایت را به چالش بکشاند.
سه نوع تفکر رایج درست و غلط در فرزندپروری با کفایت:

🔵یک مجموعه ی فکری می تواند شامل وحشتناک انگاری و باید سازی باشد: دیگر نمی تونم این را تحمل کنم. به نظرم دوست دارد در اتاق زشت خودش زندگی کند.
همین است می کشمش!!!!!! کی می خواهد بزرگ شود و مسؤولیت بپذیرد؟
بی شک این نوع فکر به احتمال زیاد به عصبانیت و دعوایی بی حاصل منجر می شود.
🔵از طرف دیگر ممکن است دلیل تراشی کنید: خودم هم نمی توانم این ریخت و پاش را مرتب کنم سخت نمیگیرم.
چه فایده ای دارد که تلاش کنم او را به تغییر ترغیب کنم؟
این نوع تفکر نیز اگر همه ی کارهایش را انجام دهید، هم به عصبانیت و ناراحتی منجر می شود و هم رفتار نامطلوب را تقویت می کند این درماندگی آموخته شده نام دارد.
🔵سومین مجموعه ی افکار می تواند ترجیحات واقع بینانه باشد:
دوست دارم بدون اینکه مدام به او یادآوری کنم وسایلش را جمع کند، اما این همیشه کارایی ندارد. این به راستی مایوس کننده است، اما وحشتناک نیست. من مجبور نیستم کارهای شخصی او را انجام دهم.
این افکار نامعقول شما را قادر می سازد که فرزندتان را با به هم ریختگی روبه رو کنید. او را وادارید نظافت کند و برای تمیز نکردن موارد مربوط به خودش جریمه شود.
اغلب با عدم استفاده از چیزی از جمله تلفن، تلویزیون، اتومبیل و غیره. موفقیت چنین جریمه هایی بستگی خیلی زیادی به روشی دارد که آن ها را مطرح میکنید. اگر روش درستی در پیش نگیرید باشد.
این بار برای ریخت و پاشت 🧨 تنبیه میشوی.
حق نداری بیرون بروی به احتمال قوی درگیر بگو مگو 💣 می شوید.
اما اگر با وحشتناک انگاری و باید سازی خودتان را ناراحت نکنید، می توانید چیزی شبیه این بگویید:
پسر🧒🏻/ دختر👧🏻 باز هم همه جا را به هم ریخته ای. اگرچه بارها در این زمینه با تو صحبت کرده ام امشب در خانه می مانی، بیرون نمیری و حالا میخواهم وسایلت را جمع کنی.
کوک ممکن است به روش های مختلف زیادی اغلب همه منفی پاسخ دهد. اما فرض کنیم او گله و شکایت کند بهانه بیاورد و ناراحت شود اغلب به عنوان وسیله ای که شما را تسلیم کند.
او می گوید: “منصفانه نیست. من وقت نداشتم و تازه به من هم اخطار نکرده بودی و دیروز خواهرم/ برادرم را مجبور نکردی وسایلش را جمع کند. چرا همه چیز فوری باید جمع بشود؟
مثل یک طوفان او سعی می کند آشوب به پا کند. در این لحظه مجبور نیستید شرایط را بدتر کنید، اما هنوز می توانید قاطع عمل کنید.
می دانم دوست نداری مجبور باشی در خانه بمانی، اما از تو توقع دارم مسؤولیت پذیر باشی و وقتی نیستی، پیامدهایش را باید تحمل کنی من همچنین از تو توقع دارم که بدون جار و جنجال در این زمینه صحبت کنی.
اگر کودک حرف های شما را پذیرفت و نامحترمانه عمل نکرد، چه بهتر اگر به بدرفتاری اش ادامه داد، آن وقت از گفتگو دست بکشید و شاید او را برای بی ادب بودنش تنبیه هم بکنید.
این که چطور همه ی این موارد را بگویید بر پاسخی که از کودک دریافت می کنید در فرزندپروری با کفایت بسیار تأثیر می گذارد. اگر لحن صدایتان طعنه آمیز یا جدال برانگیز باشد به او جرأت پاسخ دهد.
یا تهدید آمیز یا سرسری باشد، ممکن است پاسخی که می گیرید با زمانی که به طور مستقیم صادقانه و به طور روشن و مشخص نه بدون تحقیر یا تردید، صحبت می کنید فرق داشته باشد.
باز هم تکرار میکنم که اگر به وحشتناک انگاری و باید سازی روبیاورید و خودتان را واضحانه ناراحت کنید، نشان ندادن آن در لحن صدا، حالات چهره یا طرز برخوردتان دشوار است.
واکنش های مختلف والدین در فرزندپروری با کفایت:

والدین می توانند نسبت به مسایل مزمن مانند مواردی که توصیف شد و مشکلات بسیار جدی مواد مخدر، الكل، خرابکاری، روابط جنسی، دزدی، ترک مدرسه و هر چیزی مابین این ها، دعوا با برادر و خواهر، نقض قوانین رفت و آمد، نرفتن سر کلاس و انجام ندادن کارهای روزمره واکنش افراطی نشان دهند.
مسلماً هر چه اتفاق جدی تر باشد، ما بیشتر گرایش داریم که واکنش شدیدتر نشان دهیم، اما مجبور نیستیم به همه ی آن ها واکنش تند و شدید نشان دهیم.
نقش ناپدری و نامادری در فرزندپروری با کفایت:

یکی از روش های متداول فرزندپروری با کفایت توانایی بالقوه ای برای واکنش افراطی دارد:
نامادری با ناپدری بودن در برخی موارد، بچه ها از دو خانواده ی جداگانه برای زندگی در کنار هم قرار می گیرند. این مسأله ترتیب مختلفی دارد هر کدام با شرایط و پویایی های خاص خودش است.
همه ی آن ها توان بالقوه ای دارند که اعصابتان را به هم بریزند. ناپدری یا نامادری باید با این واقعیت روبه رو شود که صرف نظر از محبت و مهربانی و توجهی که نشان می دهد، بچه ها اغلب نوع متفاوتی از عشق را به والدین اصلیشان نشان می دهند.
مانند اینکه چطور بچه هر روز به شما سلام می کند، سر میز شام حرف می زند، چطور شب به خیر می گوید یا با تعطیلات و سالروز تولد چطور کنار می آید.
بعضی اوقات ناپدری یا نامادری و فرزند خوانده ها که اغلب ارزش ها توقعات و روشهای زندگی مختلفی دارند در کنار هم زندگی می کنند. امكان بالقوه ی اولیه برای به هم ریختن اعصاب یکدیگر گاهی بعد از ماه عسل خیلی زیاد است.
به علاوه هر نوع پدر و مادری می توانند بر سر موضوع تربیت بچه ها با هم اختلاف نظر داشته باشند، اما وقتی ناپدری یا نامادری می خواهد بعد از والد اصلی که برای مدتی به روش خاص خودش فرزندپروری با کفایت کرده است روش تربیتی خودش را به کار ببرد، شرایط دشوارتر می شود.
ناپدری با نامادری توان بالقوه ی زیادی برای:
1️⃣ وحشتناک انگاری: وقتی بچه ها مانند بیگانه با من رفتار می کنند، نمی توانم آن را تحمل کنم.
2️⃣ باید سازی: او باید سپاسگزار باشد که هر بار مریض می شود، به دردسر می افتد یا به کسی نیاز دارد من به دادش می رسم.
3️⃣ دلیل تراشی: اوه، حقیقتاً من را آزار نمی دهد از ته قلبم می دانم که او مرا دوست دارد.)
ناپدری و نامادری می توانند قدرت زیادی به بچه های شان بدهند که اعصابشان را به هم بریزند. اگر به وضوح توقعاتشان را در نظر نگیرند، دعواهای ناجور می تواند از موضوعات به ظاهر روزمره مثل: لباس پوشیدن، ساعات رفت و آمد، زمان خواب، نمرات مدرسه و … سر بزند.
که در واقع جنگ اصلی بر سر نگرش ها و واکنش های اصلی بین ناپدری یا نامادری و فرزند خوانده ها است.
تعداد کمی از این واکنش های افراطی خواه ناخواه رخ خواهند داد و اگر از رهنمودهایی که مطرح کردیم استفاده کنید رخ نخواهند داد.
ارتباط بین ناپدری با نامادری با فرزند خوانده ها در بهترین حالتش چالش برانگیز است، اما وقتی هر کسی بر طبق ترجیحات واقع بینانه فکر و احساس کند ممکن است به گونه ای مثبت بهبود یابد.
صرف نظر از اینکه والد اصلی هستید یا نامادری ناپدری، برخی از ما نسبت به دیگران با چالش های فرزندپروری با کفایت جدی تری روبه رو می شویم.
نتیجه گیری در مورد فرزندپروری با کفایت:

فرزندپروری با کفایت از جمله مسئولیت هایی است که همواره در طول زندگی والدین ادامه دارد. این والدین هستند که تصمیم می گیرند به چه نحوی و چطور این مسئولیت را انجام دهند.
نکته مهم اینجاست 🔊 که همه ما آدم ها امکان خطا داریم، مخصوصاً والدینی که برای اولین بار صاحب فرزند می شوند. زیاد به خودتان سخت نگیرید. حتما لازم نیست والدینی بی نقص باشید. فضایی برای شکست هم در نظر بگیرید.
فرزندپروری با کفایت نیاز به تمرین دارد. اکثر والدین در تلاش برای تربیت مناسب برای فرزندانشان هستند. اگر شما هم در این مسیر به چالش هایی برخورد کرده اید، من در این مسیر در کنار شما هستم.